الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

108

الغدير ( فارسي )

آنها قرار داده و داستان عرب صحرائى مذكور در تفسير طبرى را هشتمين آنها قرار داده و انديشه از قريش را با افزايش يهود و نصارى بر آن نهمين اقوال مربوط به آن قرار داده ( در حالتى كه حق سخن را درباره دو قول مذكور دانستيد ) ، اقوال مذكوره مبتنى و متكى بر رواياتى است مرسل كه سندهاى طريق آن مقطوع و گويندهء آن غير معلوم است ! و لذا در تفسير نظام الدين نيشابورى تمام آن اقوال به قيل ( يعنى : گفته شده ! ) نسبت داده شده است و نامبرده ( نيشابورى ) روايتى را كه شامل نصّ ولايت است اوّل وجوه و اقوال مذكوره قرار داده و آن را به ابن عباس و براء بن عازب و ابى سعيد خدرى و محمّد بن على عليهما السّلام نسبت داده است . و طبرى كه خود مقدّمتر و داناتر به اين شئون بوده وجوه مذكوره را رأسا به حساب نياورده و هر چند حديث ولايت را نيز ذكر ننموده ، ليكن كتاب جداگانه در آن تاليف نموده و حديث ولايت را بهفتاد و اند طريق آورده چنان كه در پيش ، از او و از كسى كه آن را به او نسبت داده ياد شد ، و در آنجا طبرى نزول آيهء مذكور را در آن هنگام ( هنگام اعلام و نص بولايت على عليه السّلام ) باسنادش از زيد بن ارقم روايت نموده . و خود رازى معتبر نشمرده است از وجوه مذكوره مگر آنچه را كه در ميان وجه نهم بر روايت طبرى افزوده و گفته كه